تعریف ادب
حفظ حد و اندازه هر چیزى و تجاوز ننمودن از آن را ادب آن چیز گویند. مثلا زبان انسان باید چیزى را كه باعث خوارى و ذلت انسان است نگوید بنا بر این اگر كسى فحش و ناسزا مى گوید چون زبان او حدّ و مرز خود را رعایت نكرده از ادب زبان خارج شده و مى توان او را بى ادب نامید. اما او بى اخلاق یا بد اخلاق نیست. ادب تمرین دادن نفس به ارزشهاى اخلاقى است. و ابو زید انصارى گفته است: هر ورزش پسندیده كه انسان را داراى فضیلتى نماید ادب نامیده مى شود، ادب به كارگیرى سخن یا عمل پسندیده است. ظرافت هاى هر كارى را ادب آن كار مى نامند. و ادب تنها در كارهاى اختیارى مصداق داشته، و هر كارى كه بتواند شكل هاى مختلف داشته باشد و در یك صورت متصف به ادب گردد و در صورتى دیگر خیر، بهترین شكل ممكن آن عمل را ادب آن مى نامند. مثلا ادب غذا خوردن در اسلام این است كه با نام خداوند شروع و با حمد الهى پایان یابد و از پرخورى بپرهیزد.
نتیجه آنكه: هر علمى كه مى تواند صورتها و شكل هاى مختلف به خود بگیرد، بهترین شكل انجام آن را ادب آن كار مى نامند. و هر گاه آن فعل با چنین شكل و صورتى انجام شود آن را مۆدبانه مى نامند. حضرت امیرالمۆمنین علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام فرمود: كه اى پسرم بهره ى خود را از شرافت ادب بگیر و خاطرات را براى ادب آماده كن زیرا كه ادب دل بالاتر از این است كه آن را آلوده ى به پلیدى كنى بدان كه هر گاه نیازمند شدى ادب ترا بى نیاز كند و هر گاه در دیار غربت بودى ادب براى تو همراهى باشد كه با وجود آن ترس و بیم ندارى اى پسرك من ادب پدیده ى خرد است و پاك كننده ى دل است و سرلوحه ى فضل است.(إرشاد القلوب/ترجمه رضایى/ ج 1/381)
حفظ حد و اندازه هر چیزى و تجاوز ننمودن از آن را ادب آن چیز گویند. مثلا زبان انسان باید چیزى را كه باعث خوارى و ذلت انسان است نگوید بنا بر این اگر كسى فحش و ناسزا مى گوید چون زبان او حدّ و مرز خود را رعایت نكرده از ادب زبان خارج شده و مى توان او را بى ادب نامید. اما او بى اخلاق یا بد اخلاق نیست. ادب تمرین دادن نفس به ارزشهاى اخلاقى است
تفاوتهاى اخلاق و آداب
تفاوت های اخلاق و آداب را می توان چنین برشمرد:
1- اخلاق از مسائل مربوط به روح انسانى بحث مى كند ولى آداب مربوط به افعال بدن است.
2- مسائل اخلاقى همیشه و در طول زمان ثابت بوده و تغییر در آنها راه ندارد ولى آداب در زمان هاى مختلف متغیر و متفاوتند.
3- مسائل اخلاقى از نظر مكان نیز ثبات داشته و در هر شهر و هر كشورى یكسان مى باشند، اما آداب در شهرها و كشورهاى مختلف، تغییر نموده و آداب هر منطقه مخصوص همان مكان است. مردم دنیا در معناى ادب با یك دیگر تفاوت و اختلاف ندارند اما در مصداق آن هر ملتى با ملت دیگر تفاوت دارد.
4- اخلاق علت است و آداب معلول و ثمره آن است، ادب هر شخصى نشان دهنده فضیلت ها یا رذیلت هاى اخلاقى اوست.
5- در روایات اسلامى به آداب بیش از اخلاق اهتمام داده شده است.
6- مسائل اخلاقى قابل استدلال عقلى مى باشند ولى براى آداب استدلال عقلى وجود نداشته و تابع ذوق و سلیقه مردم مى باشند.
خواهى كه شوى خلاصه نوع بشر
باید كه فراموش كنى نام پدر
در فضل و ادب كوش به میدان هنر
از أهل كمال و معرفت گوى ببر
برچسب:
نویسنده: نوید اسماعیلی